واتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصهواقعا روزهاي پرالتهابي بود. فضايي پر از غبار و شک. فضايي مملو از نمي دانم ها و شايد ها. و پر از تناقض ها و دوگانگي ها. اول همه ما خيال مي کرديم يک سري درگيري ميان طرفداران دو کانديد انتخاباتي است که به زودي تمام مي شود. اما وقتي صداي ترکيدن 8 بمب صوتي در ساعت 3 نصف شب در منطقه سعادت آباد را شنيديم در و ديوار را لرزه گرفت، تازه از خواب بيدار شديم که نه. اين ديگر يک درگيري ساده نيست. همان وقتي که شنيديم يک ماشين شاسي بلند در حوالي ميدان وليعصر چند جوان حزب اللهي را زير گرفته است و يکي از آنها به شدت حالش بد است. همان وقتي که ديديم هر شخصي که با ريش و ظاهري مذهبي به خيابان مي آمد و در تور اوباش قرار مي گرفت به شدت کتک مي خورد. زمان عجيبي بود. از فراز خانه ها روي سر بسيجي هاي در حال گشت آجر و شيشه و فلز پرتاب مي شد و من خودم ديدم يکي از دوستانم سرش شکست و بيش از ده بخيه خورد و ديگري کمرش مورد اصابت پاره آجر قرار گرفته بود! آن زماني بود که در فاصله زماني يک شب تا صبح تمام شيشه هاي تعدادي مغازه کامپيوتر فروشي در خيابان وليعصر خرد شد و سطل آشغال ها و
برچسب:
نویسنده: آیلین حسینپور
تاريخ: جمعه
20 اسفند
1395 ساعت: 16:34